الفيض الكاشاني

86

سراج السالكين منتخب مثنوى معنوى ( فارسى )

شب فروزان گوهرى چون شد ثمين * نام او كردم سراج السّالكين سالكانش چون در اوراد آورند * شايد اين بيچاره را ياد آورند . . . در نسبت اين سراج السّالكين به ملّا محسن فيض كاشانى ترديدى نبايد روا داشت ؛ چه منتخب مثنوى فيض را به همين نام از پيش و در سياههء آثار فيض مىشناخته‌ايم ، و از ديگر سو ، در مقدّمهء منثور كتاب آمده « . . . و أنا أقلّ الورى ، محمّد بن مرتضى ، الملقّب من عند أبويه بمحسن و من لدن إخوانه بفيض . . . » و نظما هم گفته : گوش اگر بدهد به پندش جان فيض * فيضها بستاند از سلطان فيض سراج السّالكين از كارهاى روزگار جوانى فيض است . سال تأليف سراج السّالكين ، 1032 ه . ق . ، مطابق « غلب » در حساب ابجد ، است ؛ چرا كه فيض در مقدّمه منظوم كتاب فرموده : نورش افزون گشت بر هر منتخب * شد از آن تاريخ تأليفش « غلب » كه در اينجا « غلب » ، هم تاريخ حروفى است و هم اشارتى به غلبهء نور كتاب بر ديگر منتخبات مثنوى كه فيض در مصراع يكم گفته . به تعبير استاد فروزانفر « مثنوى ، مانند ديگر كتب به ابواب و فصول قسمت نشده و از حيث نظم و ترتيب ، . . . مانند كتاب آفرينش ، نظمى به خود مخصوص دارد و تابع سنن و آيينهاى مصنّفان و مؤلّفان كتب عادى و معمولى نيست و از اين رو افكار فلسفى و اصول تصوّف و مبانى علوم اسلامى در مثنوى پراكنده و متفرّق است و فى المثل ممكن است مطالبى بنحو اجمال در دفتر اوّل ذكر شود و تفصيل آن در دفتر ديگر و يا مواضع مختلف بيايد » . 123 فيض از اين دقيقه آگاه بوده و كوشيده در سراج السّالكين برخى ابيات و موضوعات هم‌پيوند را - و لو از دفترهاى مختلف مثنوى - كنار هم بگذارد . ساخت سراج و توفيقى كه در كار پديدار است ، نشانگر احاطهء سزامند فيض بر مثنوى است و اين كه شايد در جوانى روزگارى دراز در كار خواندن و باز خواندن مثنوى كرده باشد . پيش از فيض ، ملّا حسين واعظ كاشفى در لبّ لباب مثنوى در تنسيق موضوعى